غفلت

وعده پیروزی الهی قطعیست. اما اگر این سه خصلت و خصوصیت در جبهه مسلمین بوجود آمد، پیروزی به تاخیر میفتد و پس از دریافت ضربات از دشمن اتفاق می افتد: اول. تنازعتم فی الامر.. باهمدیگر اختلاف کردید، وحدت کلمه و صفوف را به هم زدید

دوم. فشلتم..سست شدید، آن شور و حماسه و آمادگی و کمربستگی و پا در رکابی اول کار را از دست دادید.

سوم. عصیتم... از فرمان پیغمبر و رهبر و آن کسانی که مسئول اداره شما بودند اجتناب ورزیدید و سر باز زدید.

این سه صفت که در شما پیدا شد، دشمن این مجال را پیدا کرد که از پشت بر شما ضربه وارد کند و عزیزترین فرزندان اسلام به خون و به شهادت و در بستر افتخار افتاد و عالم اسلام از ناحیه از دست دادن یک چنین شخصیتی خسارت کرد.

انسان 250 ساله
آل عمران 152
جنگ احد
حمزه سیدالشهدا
شهید حاج قاسم
سیدالشهدای مقاومت

حسین جان

حسین جان! زندگی بعد از شما چیست؟
ای کاش هرگز ماوقع گودال قتلگه را نمی شنیدم و قبل از شما و پیش چشم شما به استقبال مرگ میرفتم... ای کاش هرگز ماجرای اسارت اهل بیت شما را نمی شنیدم و قبل از آن، فدای شما می شدم...
ای کاش با شما بودم حسین جان...
حسین جان! مگر زندگی چیزی جز فدای عشق شدن است؟ پس چرا ما هنوز که هنوز است، فدای شما نشده ایم؟
و اصلا اگر فدای شما نشویم، برای چه زیسته ایم؟ آیا معنای خسارت، جز جدایی از شماست؟
حسین جان!هنوز آیا می شود فدای شما شد؟
زندگی بعد از شما، چیست؟
احمد.ح

ولادت امام زمان روحی فداه

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَهُ 

سلام بر تو اي وعده خدا كه آن را ضمانت نمود 

 

 میلاد مسعود منجی عالم بشریت، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مبارک

ولادت امام حسین (ع)

حسین جان!
اَللَّهُمَّ وَ كَمَا أَكْرَمْتَنَا بِمَعْرِفَتِهِ فَأَكْرِمْنَا بِزُلْفَتِهِ وَ ارْزُقْنَا مُرَافَقَتَهُ وَ سَابِقَتَهُ  خدايا! همچنان كه ما را به شناسايي اش گرامي داشتي پس ما را به تقرّب به آن حضرت گرامي دار، و رفاقت و سابقه محبّت با او را روزي ما فرما،

اَللَّهُمَّ وَ هَبْ لَنَا فِي هَذَا الْيَوْمِ خَيْرَ مَوْهِبَهٍ وَ أَنْجِحْ لَنَا فِيهِ كُلَّ طَلِبَهٍ كَمَا وَهَبْتَ الْحُسَيْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ  خدايا! ببخش بر ما در اين روز بهترين بخشش را، و برآور براي ما هر خواسته اي را، چنان كه حسين را به محمّد جدّش بخشيدي،  

وَ عَاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عَائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَ نَنْتَظِرُ أَوْبَتَهُ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَو فطرس به گهواره اش پناهنده شد، و ما پناهنده به مزار اوييم پس از شهادتش، بر تربتش حاضر مي شويم و بازگشتش را انتظار مي كشيم، آمين اي پروردگار جهانيان.

9.1.99
3 شعبان 1441

اعتذار

إِلَهِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ
إلَهِي اِعْتِذَارِي إلَيْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ

بار خدايا، روزي كه در آن ميان بندگانت حكم مي كني، مرا به ديدارت خوشحال كن.
خدايا عذرخواهي من از پيشگاهت عذرخواهي كسي است كه از پذيرفتن عذرش بي نياز نگشته

لااله الا الله

یا زهرا (س)

لااله الاالله یعنی من انسان آنقدر بزرگ و قدرتمندم که هیچ الهی ندارم. اما لحظه ای درنگ! پس من، این موجود بسیار توانا، این انسان که تسلط بر بسیاری چیزها دارد، مگر می تواند صانعی نداشته باشد؟ این قدرت من از کجا سرچشمه دارد؟ این زیبایی... این علم این حیات و اصلا وجود من؛ از کجاست؟
او کیست که مرا آفرید؛ ساخت و پرداخت و هدایت کرد؟ آن خلاق که هر دم می آفریند و بدون وقفه به تعداد مخلوقاتش افزوده می شود، او که این نظم فوق العاده را در جهان بودجود آورده، او که رزق برای هر موجودی تدارک دیده، او که آسمان و زمین و ما فیها را بر پا داشته (له ما فی السماوات و ما فی الارض) و او که همه این ها را در هماهنگی باهم؛ چون دستگاهی موزون قرار داده، اتقان صنع داشته، کیست؟
او کسی باید باشد که یکتاست، هیچ کس دیگری مثل او نیست. قدرت مطلق باید باشد، خالق بی مثال باید باشد. شریک و همتا نباید داشته باشد که اگر این 'احد' به دویی برسد، پس اختلاف در نگرش بوجود می آید، پس دیگر نظم به آن معنا و هماهنگی به آن معنا، نمی تواند وجود داشته باشد؛ نستجیر باالله چون دو نگاه بر جهان حاکم می شود. وابستگی به کسی یا چیزی ندارد و قائم (هو الحی القیوم) به خودش باید باشد. با این همه خلق دمادم، چیزی از او کم نشود. از کسی یا چیزی تاثیر نگیرد. قدرت مطلق باشد و سرچشمه آن. دائما حی باشد و از موت و نیستی بریء. مظهر عطوفت و مهربانی و بخشش باشد چون همه ی هستی از او پیدا شده، از پیش چیزی نبوده و از هیچ -من لا شیئ- این همه را آفریده و هستی و حیات بخشیده. باید کسی باشد که همه جا حاضر است و همراه با مخلوقاتش ( و هو معکم این ما کنتم) تا دائم بر احوال آن ها مسلط باشد تا شنوا و بینای بر او باشد، بی نیاز باشد از نیازهایی که مخلوقاتش بدان ها  محتاج اند؛ چون خواب و خور (لا تاخذه سنةو لا نوم). هیچ زمانی نباشد که او وجود نداشته، تا مسلط بر مفهوم زمان باشد. هیچ مکانی نباشد که خالی از او، تا مسلط بر مفهوم مکان باشد. علم او احاطه بر علوم داشته باشد؛ بلکه علوم حاضر و آینده گوشه ای ناچیز از نزول علم او باشد. کم و بیش نشود. مستدام و ثابت و دارای ذات لایتغیر باشد. چون تغییر در ذات برابر تغییر در اثرات است و اثر او هرگز تغییر نداشته و این با مشاهدات و دانسته ها و همچنین تفکر و عقل ما هماهنگ نیست (سوای دور بودن این مطلب از ذات اقدس اله).
درباره اش هرچه گفته ایم ناقص است. چون هرچه باشد اشارت بنده و عبد است  و 'او' نیست. وصف او از عقول و فهم ها، حتی از اوهام خارج است (دون بلوغ صفته).
همین بس که بگوییم اوست آفریننده محمد و آلش (ص)؛  14 انسال کامل. که چونان که میدانیم زندگی و بندگی کرده اند و در راه شناساندن 'او' و اعتلای توحید، سختی ها و رنج ها را تحمل کرده و در راه 'او' به شهادت رسیده اند (و بذلتم انفسکم فی مرضاته و صبرتم علی ما اصابکم فی جنبه). در واقع تمام وجودشان را وقف 'او' کردند تا به 'او' برسند(البته برای یاد دادن به ما، ار نه که آن بزرگواران هرگز از 'او' جدا نبوده اند) چون هدف از خلقت همین است. انسان هایی با توانایی بالاتر و یا با خصائصی عالی تر و کامل تر از آن 14 معصوم نداریم. آن ها آنقدر مظهر صفات عالیه هستند که نمی توانند هیچ خدایی داشته باشند، مگر 'او'. اهل بیت خودشان را فقیر در برابر او می دیدند. پس ما هرچه بالاتر برویم و به آل الله نزدیک تر بشویم، باید فقرمان را نسبت به حی عالی اعلا و خلاق متعال بیشتر درک کنیم. در وصف او فقط می توان کام فرو بست.
نیز در راه اتصال به او باید کوشید. اتصال به او تنها یک راه دارد و آن هم دست یازیدن به دامان اهل بیت- همان پیشگامان توحید است- که فرمود: مَنْ اَرادَ اللهَ بَدَأَ بِكُمْ، وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ، وَمَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ...
پس باید چون آنان زیست و چون آنان طعم مرگ را چشید. شهیدانه زیست و بعد، شهید راهش شد. باید فنا فی الله شد. خویش و خانواده را فدا وقربانی راه او کرد و در این مسیر از ملامت ملامت کنندگان نهراسید( و لا تخافون لومة لائم) و صبر کرد بر نزول سختی ها و بلاها و بلکه شکر کرد بر آن ها (که عبد در برابر بلا شاکر است، نه صابر). که راه حق ملفوف در بلاها و گرفتاری هاست. در این راه باید دشمنانش را کشت و کشت و آخر، جان فدای او کرد. که این است فوز حقیقی و سلوک الی الرضوان (فاز الفائزون بکم و بکم یسلک الی الرضوان و علی من جهد ولایتکم غضب الرحمن). پایان این راه بهشتی ست که در مقام قرب و رضایت حضرت حق، همنشین حضرت امیرالمومنین باشی....

22.15
5.1.99
سر پست

فرازهایی از مناجات شعبانیه


إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي
خدايا! اگر محرومم كني پس كيست آن كه به من
روزي دهد؟ و اگر خوارم سازي پس كيست آن كه به من ياري رساند،


إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إلَيَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لأَِحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ
گناهم را در دنيا براي هيچيك از بندگان شايسته ات آشكار نكردي،

فَلاَ تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَهِ عَلَي رُؤُسِ الأَْشْهَادِ پس مرا در قيامت در برابر ديدگان مردم رسوا مكن  

میلاد حضرت عین و شین و قاف، ثارالله

اَللَّهُمَّ وَ هَبْ لَنَا فِي هَذَا الْيَوْمِ خَيْرَ مَوْهِبَهٍ وَ أَنْجِحْ لَنَا فِيهِ كُلَّ طَلِبَهٍ كَمَا وَهَبْتَ الْحُسَيْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ 

خدايا! ببخش بر ما در اين روز بهترين بخشش را، و برآور براي ما هر خواسته اي را، چنان كه حسين را به محمّد جدّش بخشيدي، 

 

وَ عَاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عَائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَ نَنْتَظِرُ أَوْبَتَهُ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَو فطرس به گهواره اش پناهنده شد، و ما پناهنده به مزار اوييم پس از شهادتش، بر تربتش حاضر مي شويم و بازگشتش را انتظار مي كشيم، آمين اي پروردگار جهانيان.

لحظه تحویل سال، تنها، حسینیه ی. ح. م!

سال نو :)