ابالحسن (ع)

1. شب آخر ماه رمضان، تنها نشسته بودم و کانال های تلویزیون را عوض می کردم، شبکه افق بازپخش یکی از برنامه های حاج محمود در حرم حضرت ابالحسن الرضا (ع) را نشان می داد. ابوحمزه می خواند حاج محمود. صفایی بردیم. برنامه تمام شد و باز چرخاندن کانال ها شروع. رسیدم شبکه 2. باز هم حاج محمود و باز هم حرم رضوی! این بار زنده بود. از قضا حاجی برگشته بود مشهد تا چند شب آخر هم در جوار ضامن آهو زائران را به فیض برساند. امین الله میخواند. خواندم. و کلی دلخوری و التماس به امام غریب که 1.5 سال است نرسیده ام به محضرش. چرا اذن نمی دهد؟ می دانم گناهانم مانع است... ولی آخر ای آقای خوب ما... شما که سریع الرضایی... بار ده!

2. روز آخر تعطیلات بعد از عید فطر -جمعه- قرار بود هادی برود تهران. من هم قرار شد بروم که تنها نباشد. فکر کردم چقدر خوب می شود اگر بروم مشهد. به مادر قبل از رفتن گفتم. نه نیاورد. راه افتاده بودیم که به هادی هم گفتم بیا بعد از کارت برویم مشهد. قبول نکرد. تصمیمم را گرفته بودم ولی هنوز باورم نمی شد. 16ماه دوری... به سر می آید؟

3. ظهر از تهران به پدر زنگ زدم. می خواهم بروم مشهد، اجازه هست؟ مثل همیشه به خودم واگذاشت. حدود 14.30 از هادی جدا شدم و به سمت راه آهن رفتم. بلیط گرفتم. با خودم میگفتم که چه شد با این بار گناه، آقا ما را طلبید؟ یاد آن شب آخر و زیارت امین الله حاج محمود افتادم. فکر میکنم همان شب آقا عیدی مرا داد.

4. موقع رفتن حس کودکی را داشتم که خطاهای بزرگی کرده و حال، با نگرانی به سوی پدرش می رود. البته حتی موقع ورود به مشهد هم هنوز باور نداتشم که دعوت شده ام. با خود میگفتم که تا روبروی ضریح نایستم باورم نمیشود. ولی حضرت رضا به حقیر عنایت کرده و عیدی داده بود. با اینکه هر بار می آیم حجم گناهانم بیشتر شده است، اما آقا هر بار بهتر از پیش تحویلمان می گیرد. این بار از او، خودش را خواستم. اتصال به ولایت و نور اهل بیت را خواستم. این بار حس میکنم که بهتر از دفعات قبل دعا کرده ام. "رسیدن به حقیقت هستی" یعنی خود "امام" تمام هم و غم حقیر است ان شاالله.

5. سفرم یک روزه است. چون تنها هستم، نمی خواهم بیشتر از این خانواده اذیت شوند. موقع بازگشت، بارها برگشتم و نگریستم "گنبد طلا" را.
خدایا این را آخرین زیارت حضرت ابالحسن (ع) (روحی فداه) برای حقیر قرار مده. نه اینکه عمر طولانی بخواهم. زیارت "او" را می خواهم. چه دنیا، چه اخرا.

احمد.ح
12.29
20 خرداد 98

من نمیفهمم یعنی چه 
دیوانه کننده ست
سر طفل روی نیزه... پیش روی مادر؟! الله اکبر

خوب خدا

رمضان ای خوب خدا! مرو...
هنوز نرفته ای اما من... چون داغدیدگان بی تابم...
بی تاب تو ام... تنهایم مگذار. بی تو چه کنم؟ بی تو چه کنم؟ بی تو....

نقد نماینده

نقدی بر سخنان جناب آقای میرزاده؛ نماینده محترم مردم شریف شهرستان گرمی در مجلس شورای اسلامی در روز جهانی قدس
روز قدس امسال نیز همچون گذشته شاهد حضور گسترده و با شکوه مردم شریف و ولایتمدار گرمی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین؛ این پاره تن اسلام، بودیم. سخنران اصلی مراسم پایانی این راهپیمایی جناب آقای میرزاده نماینده محترم مردم شهرستان گرمی در مجلس بودند. ضمن تقدیر از زحمات ایشان در 3 سال گذشته چند نکته قابل تامل در صحبت های ایشان وجود داشت که مورد اشاره قرار می گیرد:
1. استفاده از واژه "اسرائیل" برای نام بردن از رژیم مجعول صهیونیستی از سوی یکی از مسئولان نظام و نماینده مجلس شورای اسلامی چه جای توجیه دارد؟ اگر این نحوه خطاب، رسمیت بخشیدن به رژیم کودک کش غاصب به عنوان یک کشور نیست، پس چیست؟ انتظار می رود ایشان به عنوان یک مسئول در نظام مقدس جمهوری اسلامی - که یکی از آرمان های آن نابودی این غاصبان پلید است-  ادبیات مناسب را  در مورد دوستان و دشمنان نظام بکار گیرند. البته منظور نگارنده از ذکر این نکته، این نیست که آقای میرزاده رژیم صهیونیستی را به رسمیت می شناسند، لکن دقت در بکارگیری الفاظ مدنظر است.
 همچنین استفاده از عبارت "خاورمیانه" به هنگام خطاب منطقه غرب آسیا نیز مورد اشکال است. در این باره از ایشان می پرسیم که منظور از عبارات خاورمیانه یا خاور دور یا نزدیک چیست؟ این "دوری" یا "نزدیکی" نسبت به کدام جغرافیای جهان سنجیده می شود؟ نسبت به اروپا؟ آیا مرکز جهان اروپاست که ما در ادبیات خود از این عبارات استفاده کنیم؟ باعث تاسف است اگر در ادبیات مسئولان جمهوری اسلامی، شاهد "تفاوت" نسبت به دیگر دول نباشیم و از برگردان عبارات آن ها استفاده کنیم.

2. در صحبت های ایشان از طیف جدید سیاسی با نام "واقعیت گرا" سخن به میان آمد. بد نیست ایشان روشنگری کنند که این طیف چه کسانی هستند؟
در حالی که در سالیان اخیر مردم نسبت به هر دو طیف اصلاحطلب و اصولگرا انتقادات فراوانی وارد ساخته اند و با عبور از آن ها، مسئولین و کارگزاران را به دو طیف "انقلابی" و "غیرانقلابی" تقسیم نموده اند و این مسئله در فرمایشات رهبر معظم انقلاب نیز مشهود است، جالب خواهد بود که گروه "واقعیت گرا" به معرفی خود، افکار و برنامه هایشان بپردازند!

3. اما مهم ترین بخش از صحبت های ایشان مربوط به معرفی مقصر گرانی افسارگسیخته و اوضاع نامطلوب اقتصاد کشور بود. جناب میرزاده در حالی تمام تقصیر اوضاع اخیر اقتصادی را متوجه تحریم های آمریکا و "مقاومت" ما در برابر  دشمن انگاشتند که هیچ اشاره ای به سوء مدیریت دولت و مجلس در مقابله با این بحران نکردند. این در حالی ست که به گواه کارشناسان، تاثیر تحریم ها در گرانی کالاها نهایتا 20 تا 30 درصد می باشد؛ نه 300درصد! ایشان البته از این هم نگفتند که توافق برجام به عنوان "نماد مذاکره با غرب" خسارت بار بود و گرانی این روزها از نتایج قطعی برجام است. پس به طور قطع هزینه مقاومت در برابر دشمن کمتر از هزینه سازش و مذاکره است. باری ایشان نگفتند  جایگاه مجلس شورای اسلامی در این بی سامانی کجاست و چه زمانی مجلس و دولت دست از سیاسی کاری برداشته و با برنامه و به دور از حاشیه، کشور را از این منجلاب درخواهند آورد؟
جایگاه مجلس در به فعلیت رساندن استعدادها و منابع مورد اشاره شان چیست و چرا تا به حال تحرک ملموسی در بکارگیری آن ها اتفاق نیفتاده است؟

یا اینکه خود ایشان کدام طرح مهم را درباره مشکلات کشور، خصوصا مشکلات معیشتی در مجلس ارائه کرده اند؟ از کمیسیون متبوعشان و افتضاحات اخیر مدارس نپرسیم بهتر است.
یک سوال مهم تر! اصلا جایگاه مجلس "مقاومت" مورد اشاره ایشان در برابر استکبار چه بوده است؟ جز یک شو با لباس سپاه؟ مجلس انقلابی مجلسی است که اگر در برابر آمریکا و سایر دشمنان کنش ندارد، اقلا واکنش دارد. در حالیکه مجلس کنونی در برابر 226 طرح ضد ایرانی کنگره آمریکا، تنها به چند مورد بیانیه خوانی قناعت کرده است! مجلس انقلابی مجلسی ست که مردم تاثیر مثبت مصوبات و حتی نظارت های آن بر عملکرد دولت را در زندگی خود احساس کنند؛ اما آیا کسی چنین احساسی از فعالیت های مجلس دهم داشته است؟

4. ایشان همچنین در بخش دیگر صحبت هایشان به دستاوردهای نمایندگی 3ساله شان برای شهرستان گرمی اشاره کردند و گفتند که در سال های اخیر شاهد مهاجرت معکوس به گرمی و روستاهای آن بوده ایم و دیگر کسی در گرمی به کوچ از شهر فکر نمی کند! در این باب قضاوت را به مخاطبین گرامی می سپاریم.
البته از تلاش های دلسوزانه ایشان نیز تشکر میکنیم و می دانیم  که قطعا به دنبال پیشرفت شهرمان بوده اند. از جمله مجتمع های رفاهی و تفریحی و نیز برخی فعالیت ها در حوزه صنعت که قابل کتمان نیستند.
والسلام علیکم و رحمه الله

پدر...

نه! پدر جان!تو امروز شهید نشدی... زمانی شهید شدی که استخوانی شکست و گلی غنچه نشده، پرپر شد. مادری کتک خورد و شلاق و سیلی...
تو آن روزی شهید شدی که با دستان بسته، شاهد مضطهده و مقهوره شدن مادرمان شدی... و امروز تنها، بعد از سی سال به دیدار او و پیامبر می روی و این رهایی از غم دوری شان، همان رستگاری ست که فرمودی...

 

21رمضان1440

پدر

هنوز صدای پرندگان خانه ام کلثوم درگوش تاریخ است. علی جان مرو! مرو تا یتیم نشود تاریخ. تا زمخت نشود روزگار. تا تیر نبارد بر پیکر مجتبی. تا جدا نشود دستان عباس. تا نرود حرامی روی سینه حسین. تا... به اسارت نرود زینب.
علی جان! میبینی؟ با رفتنت تاریخ یتیم شد و ما اکنون ای پدر، در پی نشانی از تو، "مهدی" میجوییم...
سحرگاه 19رمضان 1440