پرواز
صحبت از پرواز جانکاه است وقتی روح ما
مثل مرغ خانگی زندانی بال و پر است
گرچه چندی چهرهی خورشید را پوشاندهاند
در پس این ابرهای تیره صبحی دیگر است
محمدحسن جمشیدی
صحبت از پرواز جانکاه است وقتی روح ما
مثل مرغ خانگی زندانی بال و پر است
گرچه چندی چهرهی خورشید را پوشاندهاند
در پس این ابرهای تیره صبحی دیگر است
محمدحسن جمشیدی
حسین جان! تو "اباعبدالله"ی. یعنی بابای بنده خدا. یعنی اگر کسی "بنده" او باشد، بابایش می شوی. از تو می خواهم کمکم کنی تا فرزندت شوم. جان علی اکبر.
1. اختیار اگر ندارید، پس چرا در سخنرانی های انتخاباتی، دم از "توان" تغییر میزدید و میگفتید چنین میکنیم و چنان؟ میگفتید: "هسته ای را حل کردیم، بقیه را هم حل میکنیم"؟ اصلا اگر رییس جمهور اختیار کافی ندارد، چرا دوبار در انتخابات شرکت کردید؛ با اینکه طی این 40 سال، به خوبی با قانون اساسی آشنا بودید؟
2. اختیارتان کافیست، از آنجایی که یکی از راهبردی ترین دارایی های جمهوری اسلامی (که قبلا هم بر سر آن قمار مذاکره کرده بودید) را از دست دادید، به اذعان وزیر خارجه از خطوط قرمز رهبری هم عبور کردید و "هیچ" نگرفتید از حریف؛ جز تحقیر ملت ایران و نابودی حدود 80 درصدی صنعت هسته ای.
آیا مردم عاقل به کسی که یک "بازنده بزرگ" بوده، حق می دهند که از اختیار بیشتر سخن بگوید؟
3. سرنوشت یک ملت را نمی توان به اندیشه ها و تصمیمات مذبذب عده ای سیاسی کار گره زد. کسانی که با فریب مردم و تخریب ناجوانمردانه رقیب، رای حرام در سبد آراء خود جای می دهند و تنها 8 سال بر راس امورند، آیا شایسته است که برای چند دهه آینده یک کشور بزرگ تصمیم گیری کنند و دارایی های ملت را در طبق اخلاص گذاشته و رو به سوی کدخدا کنند؟
4. راستش با تغییر قانون اساسی موافق هستم؛ لکن با کاهش اختیارات "رئیس جمهور" و یا حتی حذف این جایگاه.
5. امان از دست شورای نگهبان!